دروووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود ![]()
![]()
خوبین بچه ها اها یک هفته ای نبودم. مگه این دردو مرض میزارن ادم به کاراش برسه.راستی مرسی ازتون که به بلاگم میسرین کلی باعث دلگرمیم شده.کجا بودیم...اخ کمرم
داشتم میگفتم این هفته هفته ی دردو بلا بود
رفتیم بدوییم بعدش چندتا حرکته کششی انجام بدیم رگ گردنمون کشیده شده از درد داشتم میمردم رفتیم سالن با بچ محل والیبال بازی کنیم هنوز گرم نکرده جو منو گرفت
پریدم وسط بازی تا بیام توپ رو بزنم نمیدونم این دنده های سمت راستم چیشد که یهو نفسم گرفت الان به زور نفس میکشم و نمیتونم به طرف سمت راست بچر خونم خودمو.........اها این چهار شنبه با 2تا از بچه های مدرسه میریم مشهد
و بعدشم در اخرین تماسی(دیشب) که با علی الو و بنی محمدی(داداش بزرگمو میگم)داشتم
در پی یه قرار بلاگی البته تو بابل(اخرش این علی الو موفق شد قرارو بکشونه تو بابل)هستیم راحله هم قرار بیاد بابل .فعلا بدرووووووووووووووووووووووود موفق باشین نظر یادتون نره ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
