این دیگه چه وضعشه... کجای دنیا اینجوریه که اینجا باید اینطوری باشه... مگه با بچه هستیم و یا اینکه توی آلمان زندگی می کنیم که باید زیر این خفت برویم و با این آرامش و راحتی انتخاب واحد کنیم... اصلا این رسمشه.. زیر کولر و با آرامش... این ثبت نام دانشگاهمون رو میگم... آخه این همه مرتب و تمیز هم میشه ثبت نام کرد...!!
اولش باید اسمتون رو توی یه ورق بنویسید تا حقی از کسی خورده نشه و اونایی که صبح بلند شدن و زودتر از همه اومدن به حقشون برسن و زودتر کارشون راه بیوفته... و بعد خیلی شیک و مرتب برگه رو بگیری و نام کلاس ها و واحدهای انتخابی (که هیچ کدوم هم با هم تداخل ندارند!) رو در ورقه وارد کنی و توی صف به ایستی... مدیر گروه امضاء بزنه و.... پولی از طرف دانشگاه به حساب شما واریز بشه (در ایران تحصیلات رایگان است و هیچ دانشجویی حق پرداخت هیچ گونه مبلغی را به دانشگاه ندارد !) و... ادامه ی ماجرا... آخه این شد ثبت نام.... اون هم ثبت نام در ایران...
ثبت نام باید به صورتی باشه که هر وقت دانشگاه امر فرمود در موقع مقرر بیایی و شما در هوای مطبوع صبح تابستانی مقداری در بیرون بمانی تا حالت جا بیاید... هر وقت عشق نگهبان های محترم و مهربان(!) کشید، در حیاط را باز کنند و ما مثل کسی که از زندان آزاد شده به داخل هجوم بیاوریم.... مانند انسان های اولیه کمی یکدیگر را حول دهیم و چند نفری در زیر دست و پا له شوند تا این باعث قوی شدن ما در برابر مشکلات و فشارهای زندگی شود... مقداری فحش هم در این بین باعث تحکیم روابط می شود...
در سالن ثبت نام باید فاصله ی ما تا مثبتین (مسئولین ثبت نام) به میزان عرض 3 میز ناهار خوری باشد یا 5 متر (اندازه ی بیشتر مورد قبول است) تا خدایی نکرده آسیبی از سوی ما به آنها وارد نشود، توصیه شده است که از نرده ی فلزی در ارتفاع بالا استفاده شود تا ما به آن آویزان شویم و ملتمسانه به مسئول مربوطه نگاه کنیم... برای رسیدن صدا به گوش آنها می توانید از فریاد زدن کمک بگیریم، مدیر گروه نیز بهتر است به سالن اصلی نیاید تا ما با رفت و آمد زیاد در پله ها هم به طور مجانی کوه نوردی کرده باشیم و هم پاهای خود را آب بندی می کنیم....
پس از امضاها و فریادهای زیاد خوشحال و خندان با مفدار کمی واحد گرفته شده به منزل برویم و این روز خوب را به خاطر بسپاریم....
در ضمن ابنو از بلاگ علی الو کپی کردم لینک بلاگش سمت چپ هست