تبليغاتX
kharyek boy

kharyek boy

تا نگردی اشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

به زودی مینویسم الان حال هیچکارو ندارم حتی سر کلاس دانشگاه رفتن فکر کنم مشروطم این ترم بر م بخوابم... خب چی میخاستم بگم اها یادم اومد خداییش حق میدم به کسی که داره این پست رو میخونه به من بگه ج چقدر این بچه در حال نالش از دست روزگارهخب بابا چیکار کنم  تو هم مثه من حرفاتو به دختر مورد علاقت میزدی اما انگار نه انگار که داری باهاش میحرفی و ک..بزنه بهت اینجوری میشدینمیشدی؟ تا سه روز عین جنازه بودم شکه شده بودم  کلاسای دانشگاه رو تعطیل کردم و فقط نشستم خونه و خوابیدم دوست دارم همیشه تو خواب باشم یا این چیزا همش خواب باشه فعلا تنهایی رو خیلی خیلی ترجیح میدم..... ۲تا امتحان نرفتم وضع درسام افتزاحه این هفته ۳تا امتحان میان ترم داریم چیزی بارم نیست ازین درسا نمیدونم چیکار کنم دلم به درس نمیره اصلا بمیریم با این وضع اسفناکم بهتره..........این ترانه از داریوش به ذهنم اومد:فریاده من شکایت یه روح بی قراره....روحی که خسته از همه زخمی روزگارهو اینکه جمله پایانی فعلا:نمیخام اصلا کنارتون باشم .من خستم از همتونم بیزارم
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/28ساعت 13:49  توسط ارش  |