تبليغاتX
kharyek boy

kharyek boy

تا نگردی اشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

خیلی وقتا ادم دوست داره بعضی از فصل ها کش پیدا کنن   مثل این تابستون نمیدونم چرا دوست دارم تابستون همچنان ادامه داشته باشه با اینکه بهم زیاد خوش نگذشت با این که نتونستم به برنامه هایی که برا تابستونم تنظیم کرده بودم عمل کنم با اینکه نتونستیم بریم ارتفاعات ساری  با اینکه بیشتر وقتام به بطالت رفت با این که تحت فشار خواب بودم با اینکه این تابستون ر قص هوا نداشت بیشتر روزاش گرما دهنمون و صاف کرد  اما بازم دوست دارم تابستون ۱ماه دیگه هم ادامه داشته باشه شاید ترس از آینده از ترم سختی که پیش روم و من باید باهاش دست و پنجه نرم کنم باعث این احساس شده شاید...هیچ وقت اینطور از اول مهر متنفر نبودم هیچ وقت!!! حتی یادمه سال قبل چطور مثل دانشگاه ندیده ها!!! منتظر بودم اول مهر برسه و من برم دانشگاه  اما امسال واقعا از اول مهر حالم بهم می خوره.... یاد یه ماه اول تابستون که عین خر درس میخوندیم برا امتحانات یاد افتادن دنبال یه استاد بد قلق که ۲ نمره بهم بده  ترس از مشروطی یاده شبایی از تابستون افتادم که کنار دریا بودم  شبایی که با دوستام بیرون بودم میگفتیم و میخندیدیم  باهم دعوامون میشد دود قلیون هوا میکردیم یاد شبای مسابقات که بالاخره تونستیم بعد چند سال اول بشیمیاد شبایی که حال و حوصله کسی و نداشتم و تو اتاقم خلوت میکردم و اهنگ میگوشوندم...ولی ما نه هر چی بگیم بهانست!! دیگه هر چی بود خوبی و بدیش سپری شد ...این چند روزه هم تا میشه باید زد به تفریح و خوش گذرونی...کمکم باید بارو ببندم برم بابلسر این ترم به دلیل سنگینی درسم کم میتونم برگردم خونه دلم برا اینجا برا  بچه های فاز منفی تنگ میشه ...مهر هم میاد و خوبی های خودش و داره دوستای دانشگاه زندگی مستقل  گل و بلبل پرسه های شبانه ....خلاصه عقربه ها کارشون و کردن و تو تابستون سرعت چرخش شون و بیشتر کردن تا تابستون زودتر تموم شه و تابستان تمووووووووووووووووووممممم شد...

تابستون کوتاهه ماها تا میتونیم پیش هم میمونیم!!! دوستای صمیمی کارای قدیمی اینجا ما همینیم

پ ن۱:نمیدونم چرا تو این پست نتونستم خوب بنویسم و مطلب و خوب برسونم(البته از دید خودم)

پ ن۲:دیگه دیر به دیر بلاگمو به روز میکنم و دلمم برای بچه های نت و بهزاد بلور تنگ میشه

پ ن۳:طنٌاز جون تولدت مبارک انشالله تو زندگی  روز به روز موفق تر باشی

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 1:38  توسط ارش  | 

ازون جایی که تو بچه گی ها و تو دعواها این بینی مبارک بنده زیاد مورد لطف قرار میگرفت      2بار شکست ....خیلی وقته که بهم گیر دادن رو بینیت باید عمل زیبایی انجام بدی اما من زیاد توجهی نداشتم     و از شکل صورتم راضی بودم ...اما تو این ماه بدجور دیگه بهم فشار اوردن و گفتن برا مشکل تنفسیتم که شده لا اقل شکستگی بینیت و عمل کن     منم دیدم راست میگن خواستم این کارو بکنم ....بعد به این فکر افتادم که یه عمل زیبایی هم روش انجام بدم     ...اما چند روز نگذشته به فکرم خطور کرد بینیت و عمل کنی بازیت چی میشه؟    یه توپ قدرتی بیاد تو صورتت بشینه اونوقت تکلیف چیه ؟خرج کنی رو بینیت بعد آش شه   ؟ازون مهمتر شکل صورتتم بد افتضاح میشد...برا همین افتادم تو کار مشورت و چندتا از بچه ها رو دیدم که بینی شون و عمل کردن بعد بازی کنار گذاشتن   ...ازونجایی که من هیچ وقت نمیتونم والیبال و رها کنم از تصمیمی که گرفته بودم برای همیشه صرف نظر کردم (به خودم بابت این تصمیم تبریک میگم)  ...یه نظر سنجی smsهم در این زمینه بین بچه های بلاگ بهزاد راه انداختم که 15نفر رای به ادامه ورزش دادن و 4نفر به زیبایی.....

بدروووووووووووووووووود

پ.ن1:ازبچه هایی که جواب نظر سنجی و دادن ممنونم

پ.2:تیممون امسال تو تیم های ساری اول شده و به مسابقات استانی راه پیدا کردیم

پ.ن3:از بچه هایی که جواب نظر سنجی و ندادن بازم ممنونم

پ.ن۴:نظر شما نسبت به این موضوع چیه؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/24ساعت 19:41  توسط ارش  |